العلامة المجلسي ( مترجم : موسى خسروى )
240
بحار الأنوار ( زندگانى حضرت سجاد و امام محمد باقر ع ) ( فارسي )
ميدانى مغيرة بن سعيد مثل كيست ؟ گفتم نه . فرمود مانند بلعم است كه به او اسم اعظم داده شد كه خداوند در اين آيه ميفرمايد آتَيْناه آياتِنا فَانْسَلَخ مِنْها فَأَتْبَعَه الشَّيْطان فَكان مِن الْغاوِين . « 1 » مناقب ج 3 ص 329 - وقتى كميت براى حضرت باقر عليه السلام اين شعر خود را خواند ( من لقلب متيم مستهام ) امام باقر عليه السلام روى بجانب كعبه نموده سه مرتبه فرمود ( اللهم ارحم كميت و اغفر له ) خدايا بر كميت رحم كن و او را بيامرز پس از آن فرمود كميت اين صد هزار درهم است كه از ميان خانواده خود جمع آورى كردهام . گفت نه به خدا هرگز نخواهم گرفت تا خدا خود جزاى مرا عنايت فرمايد . ولى اگر يكى از پيراهنهاى خود را لطف فرمائيد افتخار ميكنم . امام يكى از پيرهنهاى خود را به او داد . در مناقب ص 337 ج 3 - مينويسد حضرت باقر بكميت فرمود تو عبد الملك را مدح كردهاى ؟ گفت من در مدح خود به او نگفتهام اى امام راهنما گفتهام اى شير شير هم نوعى سگ است و يا شمس خورشيد جمادى است و يا دريا گفتهام كه دريا نيز مرده است گاهى يا حيه گفتهام كه مار جنبندهى منفور و بدبوئى است يا جبل گفتهام كوه هم سنگ لال است امام عليه السلام تبسم نمود . كميت در مقابل آن جناب اين اشعار را خواند . من لقلب ميتم مستهام * غير صبوة و لا احلام « 2 » همين كه به اين شعر رسيد اخلص الله لى هواى فما * اغرق نزعا و لا تطيش سهامى امام عليه السلام فرمود بجاى ( فما اغرق نزعا ) زه كمان را نكشم
--> ( 1 ) اعراف آيه 174 يادآورى كن براى آنها داستان بلعم باعور را كه به او از آيات خود داديم ولى او سرپيچى كرد از آنها بطورى كه شيطان از او تعقيب نمود و از گمراهان شد ( 2 ) اين شعر قصيده ايست كه بالغ بر 103 بيت است و اول قصيده ايست كه در باره بنى هاشم سروده ابو رباش در شرح اين قصيده مينويسد كه وقتى كميت به اين شعر . . . رسيد ( فما اغرق نزعا و لا تطيش سهامى ) فرمود كسى كه زه كمان را خوب نكشد نميتواند تير بزند بايد ميگفتى ( فقد اغرق نزعا ) خوب كمان را بكشم تا تيرم خطا نكند . ( ترجمه شعر ) چه كس بفرياد دل عاشق دلباخته حيران ميرسد . جز آرزو و عشق حتى در خواب هم چيزى نمىبيند . خدا محبت مرا در راه شما خانواده پيامبر خالص كند بطورى كه كمان را نكشم تا تيرم بخطا نرود .